تبليغاتX
چپ دست، نه چپ دست!

چپ دست، نه چپ دست!

اگرجادویی هم باشد، در دست های ماست...

همه روزها عاشوراست و جهان بر مدار امتحان من و تو می گذرد تا ببینیم از اصحاب امام عشق هستیم یا نه...


...
یادمه یه روز یه بنده خدایی گفت به موقش ابن ملجم زنده می شه

یزید زنده می شه، معاویه زنده می شه...خلاصه همه زنده می شن!

تو خیابونا با موتور ویراژ می دادنو باتوما رو بالا سرشون می چرخوندن
مثله گاوچرونایی که دنبال یه مشت گوسفندن!
اون یا فاطمه زهرا و یا حسینی که به  موتوراشون آویزون بود چی می گفت؟!؟!
مگه اینا همونایی نبودن که  روز مادر کادوهای قشنگی به مامانا دادن؟!!
خدااااااااااا
ما باطل بودیم یا اونا...؟!
قیامت صغری که  میگن یعنی این...؟!؟!؟



- اون  تسبیح چیه دستت خانوم؟!؟!
- تسبیحه دیگه!
- آهان آبیه، خوب اشکال نداره،باهاش ذکر بگو...خوبه ! خوبه!
آخه می دونی تازگیا با تسبیح سبز ذکر دادن حرومه... حرووووم

...

- آقا نزنش این که کاری نکرده
- ببین خانوم یه هفتس نخوابیدیما داد و بیداد کنی می زنیم تو رم می کشیم!!
- آی مردم کمک!!
- امروز آماده نیستم و اسلحه نداریم
، فردا رو می خواین چه غلطی بکنین؟؟؟
- تف به غیرتتون!!!!!!

جریان این آبا که رو سرمون ریختن چی بود؟
آب جوش که نبود...بو هم که نمی داد پس آب فاضلاب نبود...
چی بود که تا چند ساعت کف کلمون می سوخت؟


راستی گاز اشک آور اصلا شبیه چیزی که تو آمادگی دفاعی دبیرستان می گفتن نبود
نه یکی نه دوتا نه سه تا...چهار تا پشت سر هم...!
چقدر سیگارا بدرد بخور شده بودن
انقدر باید دود می کردی و فوت می کردی تو صورت مردم تا دودش همه چشای قرمز و خوب کنه...
حتی اگه اون چشای قرمز مال یه پسر بچه ۱۲ ساله باشه!

تنها مشکل دوییدن و پیدا کردن فندک از تو کیف با چشای کور و تار بود

اما تو نگران نباش...چشاتو ببند! دستاتو بده به من! از خیابون رد می شیم !!!

.

.

.

پ.ن: دوستان شرمنده ...۳۰ خرداد خیلی سنگینی می کرد تو مخم!

جایی که بودم دوربینارو خورد می کردن برا همین این عکسا رو یواشکی با موبایل گرفتم...

* تو کوچه ها گیر افتاده بودیم و گاز اشک آور می زدن...

* کف خیابونا پر سنگ بود...

* وانتو وسط خیابون آتیش زدن...

* حتما شیشه های ماشینا رو هم مردم شکوندن...!

* کارگرهای تونل توحید و مردم وسط خیابان

* لابلای کانکس ها حالش بد شده بود...به خاطر گاز اشک آور

* گرفتن یه بسیجی توسط مردم...

* اتوبان چمران

* بدون شرح...


+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 22:35 توسط "sham\/" |